اخبار > مصاحبه اختصاصی stnn با پروفسور کوروش فتحی واجارگاهی
 


مصاحبه با کوروش فتحی
مصاحبه اختصاصی stnn با پروفسور کوروش فتحی واجارگاهی

ارسال به دوست نسخه چاپي تاریخ درج خبر:1396/10/04

پاسخ به پرسش هایی در مورد گذشته ایشان، سال های اولیه زندگی شان، دوران جوانی شان و اینکه چه روندی را طی کردند تا به این درجات رسیده اند.

 

مصاحبه ای با پروفسور فتحی واجارگاه

 

-         با عرض سلام و خیر مقدم خدمت شما استاد گرامی؛ چند تا سوال در مورد گذشته ی شما و اینکه چه روندی طی کردید تا اینکه به این درجات رسیده اید داشتم، در مورد سال های اولیه ی زندگی تان و شروع آن، از دوران جوانیات برایمان بگویید. چه سیری را طی کردید؟

 

   بسم الله الرحمن الرحیم ، عرض کنم بنده متولد 1346 در واجارگاه رودسر هستم. دوره دبستان، راهنمایی و متوسطه را همان جا بودم. در مدرسه همان شهر، سال 65-64 دیپلم گرفتم. اول می خواستم حقوق بخوانم. شروع کردم و سپس رها کردم؛ یعنی قبول شدم ولی نرفتم و ادامه ندادم، بعد از چند ماهی پلیس بودم، بعد پلیسی را رها کردم. دیدم آن هم به درد من نمی خورد. بعد رفتم زبان خواندم. یک ترم زبان هم خوندام. باز هم دیدم به دردم نمی خورد و این را هم رها کردم. بعد از آن برای سربازی رفتن آماده شده بودم و دیگر در تکمیل ظرفیت علوم تربیتی مدیریت آموزشی، اسمش برام جذبه داشت. گفتم حالا این هم یک امتحانی کنیم، ببینیم چه می شود. رفتم و عاشق این رشته شدم و درگیر شدم و در این رشته ماندم. از نظر خانوادگی پدر من کشاورز بودند، لیسانس را اصفهان خواندم، رتبه ی اول دانشگاه کشور شدم. فوق لیسانس، برادر من خوارزمی تربیت معلم امروز می خواند. رفتم آنجا فوق لیسانس را خوارزمی خواندم. همین رشته خواندم. دکتری اعزامی قبول شدم. خواستم بروم خارج، نرفتم. دکتری را تربیت مدرس خوندم، مدتی خارج از کشور بودم، تحصیلات بعد از دکتری هم خارج از کشور خواندم. مدتی دانشگاه کسرل آلمان دوره ی پادکترا را  گذراندم.

 

   سال 77 دانشگاه شهید بهشتی استخدام شدم. بعد از آن 5 تا 6 سال استاد شدم. یک فرصتی هم استرالیا بودم.

 

-         چه چیزی باعث شد شما به علوم تربیتی و این رشته علاقه مند شدید؟

 

خود رشته ذاتش خیلی زنده است. خیلی رشته ها شما در مورد گذشته حرف می زنید، اما وقتی خود رشته زنده باشد پویاست. علوم تربیتی گرایش هایش طوری است که شما با تعلم و تربیت سر و کار دارید، با رفتار انسان سر و کار دارید. اگر کسی اهل کار باشد، برایش خوب است. من هم خودم رشته علوم تربیتی را یک جور دیگر دیدم. احساس کردم در دوران لیسانس که آموزش و پرورش ما را نمی خواهد، بنابراین من این مسائل رشته را با مسائل غیر آموزش و پرورش پیوند زدم. در دوره فوق لیسانس و دکتری و پادکتری غمم همش این بود که چجوری میشود از رشته ی علوم تربیتی به سایر رشته ها یا نهادها آن را بسط داد به نفت، بانک، پتروشیمی و... کل برنامه درسی را به آن ها ربط داد. کشیده شدم به بحث برنامه درسی در سازمان ها بیشتر، اثربخش است رشته علوم تربیتی، مدیریت آموزشی، برنامه ریزی درسی.

 

-         از نظر شما دانشجوی ایده آل چه ویژگی هایی دارد؟

 

   سوال خیلی دشواری است. به نظر من باید دانشجو باشد؛ یعنی یه تمرکز خیلی جدی روی درس خودش داشته باشد. مهم نیست چی می خوانید. مهم این است که آن را چه جوری می خوانید. باید درس خواندن را خیلی جدی بگیرید. همه یک لیسانس را می گیرند و میروند ولی بالاخره ما لیسانس داریم تا لیسانس، دکتر داریم تا دکتر. نسل آینده نسل مدرک به دست هستند و ممکن است که هیچ زمان به دردشان نخورد.

 

-         یه خاطره کوتاه از دوران دانشجویی که ما به عنوان یک تجربه بخواهیم ازش استفاده کنیم برایمان می گویید.

 

   آخر چه زمینه ای؟ خیلی کلیه سوالتان. ما کلی خاطره شخصی داریم یا خاطره های مختلف. به نظر من تا زمانی که یک دکتر خوبی به نام استاد دکتر فروغی دانشگاه اصفهان بود، اگر نبود من مسیر خودم را پیدا نکرده بودم. خاطره اینکه من اوایلش زیاد درسم را جدی نمی خواندم. ایشون آمدند با من صحبت کردند. سعی کردند به من کمک کنند، یک دید مثبت نسبت به من داشتند و باعث شد من هم تلاش زیاد کنم. آن چیزی که بین آدم ها تفاوت ایجاد می کند، به نظر من پشتکار آن هاست. توصیه من به نسل آینده این است که آینده دنبال آدم های باهوش بخواهند باشد نیست، دنبال آدم های با برنامه ریزی و تلاش و پشتکار است. بین شما الزاما آنی که با هوش تر است موفق نیست. آنی که پشتکار دارد موفق تر است. رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود. هر وقت برف را می بینم دلم یک جوری می شود، چون هیچ زمانی برف نبود که من درس نداشته باشم. من همه مراحل را پشت سر هم خواندم. برف برای من یک خاطره ناستالوژیک بود، چون همیشه یا درس می خواندم یا امتحان داشتم. بنابراین توصیه ام این است که تلاش کنید.

 

-         به عنوان آخرین سوال، شما استاد برجسته ای هستید و مطمئنا در کشور های دیگر فرصت های بهتری برایتان وجود دارد، چه چیزی باعث شد در ایران بمانید؟

 

   سوال خوبی بود. برای من یک امکان بود، هنوز هم هست، ولی من کشورم رو دوست دارم و هیچ توضیحی هم نیست. از من نخواهید این حس را توضیح دهم، چون وقتی حرف عشق و حس باشد دیگه منطق معنی نداره. دو نفر از دوستای استرالیایی بهم هم گفتند بیا برویم، آخر از چی ایران خوشت میاید؟ ولی من همین بوی نون بربری، ترافیک، صدای اذان، همین ها را دوست دارم.

 

   آرزویم این است که هر کسی میرود، بر گردد. من رفت و آمد می کنم، اما وطنم رو دوست دارم.


جهت مشاهده فیلم کامل مصاحبه به بخش صوت و فیلم در سایت stnn مراجعه فرمایید.

کاربر مهمان
1396/10/12 19:6
0
0
بسیار عالی و پر محتوا . خداقوت به تیم خبری و مسئولین حامی

سلام خیلی ممنون از توجه شما


نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 





آخرین اخبار
درباره ما
ارتباط با ما